
باز هم روزهاي نخستين بهمن ماه فرا رسيد و انصاف نيست كه از استاد سفركرده يادي نكنيم.
روزهاي نخستين بهمن سال 1373 براي جامعه مطبوعات و ورزش به خصوص جامعه رزمي يادآور روزهاي سخت، تلخ و فراموش نشدني است.
آن روزها جامعه ورزش و مطبوعات در سوگ كسي نشست كه در كوير خشك و از خود واماندگي ورزش انديشههاي نويني را عرضه كرده بود و با گفتن و نوشتن درباره ورزش به طور اعم و ورزشهاي رزمي به طور اخص گلستاني را بنيان نهاده بود كه با طراوت نسيم و بوي خوش آن، ورزشكاران و مربيان و داوران و.... حق جو و حق طلب جاني تازه گرفتند سخن از حسين جباري است كسي كه به تعبير همكاران قلمياش سمبل و تنديس حقيقت و راستي بود.
براي جباري اولين رزمي نويس تاريخ رزمي ايران مرگ كوچك و آسان بود،راحت و آسان هم زندگي كرد، راحت و آسان حرفش را زد و راحت و آسان پاي حق ايستاد و به راحتي از مصالح و منافع شخصي گذشت براي استاد جباري دنيا و مال و مقام چندان شيرين نبود كه همه چيز را به خاطرش زير پا بگذارد او هرگز ناحقي را حق و حقي را باطل نكرد.
حسين جباري استوارترين قلم ورزش بود، سترگترين كلمات را مينوشت بارزترين سطور را نگارش ميكرد و قويترين الفاظ را به كار ميبرد... ياد و نامش گرامي باد.