پنجشنبه 20 اسفند 1388 - 17:18
  صفحه اصلي     درباره‌ما    تماس با ما    تبليغات    آرشيو     پيوندها   جستجو      گالري عكس  فايل pdf

 

 
بايد تابلوهاي‌ سنتي‌ برافراشته‌ شده‌ در كاراته‌ را پايين‌ كشيد!


رضا رشيدنيا «ماكائو»

يكي‌ از دوستان‌ قديمي‌ كه‌ هر از گاهي‌ لطف‌ مي‌كند و احوالي‌ مي‌گيرد طي‌ تماسي‌ بعد از احوالپرسي‌ و چاق‌ سلامتي‌ بدون‌ مقدمه‌ گفت: فلاني‌ شما چرا از اين‌ جماعت‌ فدراسيون‌ كاراته‌ حمايت‌ مي‌كنيد؟ شما را چه‌ فايده‌اي‌ است‌ از حمايتهايتان؟!
او ادامه‌ داد كه‌ براي‌ تحكيم‌ اين‌ گروه‌ مصاحبه‌ مي‌كنيد، قلم‌ مي‌زنيد و براي‌ تقويت‌ آنها و بهره‌برداري‌ تبليغاتي‌ داخلي‌شان‌ جلسه‌ با رئيس‌ و دبير فدراسيون‌ كاراته‌ آسيا مي‌گذاريد و....
فكر مي‌كنيد كه‌ اينها قدر زحمات‌ و تلاشهاي‌ شما را مي‌دانند؟! بابا ول‌ كنيد اين‌ جماعت‌ را و اينقدر برايشان‌ چك‌ سفيد نكشيد! مگر قبلي‌ها «منظورش‌ روساي‌ سابق‌ و اسبق‌ فدراسيون‌ بودند» در قبال‌ آن‌ همه‌ زحمات‌ و حمايتهاي‌ شما از ايشان‌ آخرش‌ با شما آن‌ نكردند كه‌ نبايد مي‌كردند؟!
رفيق‌ شفيقمان‌ بدجوري‌ ترمز بريده‌ بود و مي‌گفت‌ مگر جواب‌ خوبيها را با بدي‌ ندادند اينهابرايت‌ تجربه‌ نشد باز هم!
حرفهايش‌ كه‌ تمام‌ شد گفتم‌ دوست‌ عزيز فكر نمي‌كنم‌ همه‌ انسانها يكسان‌ باشند و قدر ندانند و جواب‌ خوبي‌ را با بدي‌ دهند، ما كه‌ براي‌ كسي‌ كاري‌ نكرديم‌ اگر هم‌ قدم‌ كوچكي‌ برداشتيم‌ اول‌ براي‌ رضاي‌ خدا بعد هم‌ براي‌ سربلندي‌ و افتخار كشورمان‌ بوده‌ و كاملا طبق‌ وظيفه‌ عمل‌ كرده‌ايم‌ و كاري‌ از هزاران‌ انجام‌ داده‌ و حرفي‌ از هزاران‌ گفته‌ايم‌ ونوشته‌ايم، ثانيا ما كه‌ كاري‌ را در مقابل‌ كاري‌ انجام‌ نمي‌دهيم‌ و در مقابل‌ اين‌ كارهاي‌ اندك‌ هم‌ هيچ‌ توقعي‌ از هيچ‌ كس‌ نداريم.
اما دفاع‌ حقير و همفكران‌ و همكاران‌ و اساتيد و مربيان‌ و داوران‌ و... از اين‌ مجموعه‌ كه‌ شامل‌ كادر اجرايي‌ وفني‌ مي‌شود به‌ خاطر شناخت‌ نسبي‌ از آنهاست‌ به‌ زعم‌ ما اينها سالم‌ و خوبند آمده‌اند تا حلقه‌ مفقوده‌ اخلاق‌ در كاراته، اين‌ ورزش‌ پهلوانانه‌ و جوانمردانه‌ را احيا كنند آن‌ هم‌ با تمام‌ خلوص.
البته‌ بسياري‌ ديگر هستند كه‌ در دل‌ ما جاي‌ دارند همه‌ آنهايي‌ كه‌ به‌ نوعي‌ در طول‌ تاريخ‌ چهل‌ و چند ساله‌ كاراته‌ در جاي‌هاي‌ مختلف‌ و در مقاطع‌ و زمانهاي‌ متفاوت‌ به‌ كاراته‌ خدمت‌ كرده‌اند و مرحمي‌ بر زخم‌هاي‌ آن‌ بوده‌اند، از همه‌ آن‌ها در طول‌ بيست‌ سالي‌ كه‌ اين‌ قلم‌ ناتوان‌ و لرزان‌ را در دست‌ داريم‌ نوشته‌ايم‌ و گفته‌ايم‌ و دفاع‌ كرده‌ايم‌ و باز هم‌ مي‌نويسيم‌ و مي‌گوييم‌ و در حد بضاعت‌ و توان‌ ناچيز خود دفاع‌ مي‌كنيم‌ و به‌ شهادت‌ خداوند و خود اين‌ عزيزان‌ از هيچ‌ يك‌ از آنها چيزي‌ نخواسته‌ و نمي‌خواهيم.
ما از همه‌ خوبان‌ خوب‌ مي‌نويسيم‌ و دفاع‌ مي‌كنيم‌ و از اهليت‌ و صلاحيتشان‌ بدون‌ در نظر گرفتن، خط‌ و ربط‌ و سبك‌ و گروهشان‌ مي‌گوييم.
البته‌ در اين‌ مسير به‌ دليل‌ ارزش‌ «قلم» و مصداق‌ آيه‌ شريفه‌ «ن‌ و القم‌ و مايسطرون» با هيچكس‌ عهد اخوت‌ نبسته‌ايم‌ و تاريخ‌ دهه‌هاي‌ اخير كاراته‌ نيز گواه‌ آن‌ است‌ بر اين‌ باوريم‌ كه‌ انسانها در لحظه‌ لحظه‌ عمرشان‌ در حال‌ قضاوت‌ و داوري‌ اند، داوري‌ نسبت‌ به‌ رفتار خويش‌ و رفتار ديگران.
سعي‌ كرده‌ايم‌ براساس‌ فرمايش‌ مولي‌ علي«ع» كه‌ مي‌فرمايند: «بايد فرد را به‌ حق‌ سنجيد نه‌ حق‌ را به‌ فرد» عمل‌ كرده‌ و آن‌ را الگوي‌ قضاوت‌ خود قرار دهيم.
در طول‌ سالهاي‌ متمادي‌ آن‌ها را كه‌ در مسير اصولي‌ و معيارهاي‌ صحيح‌ ورزشي‌ و انساني‌ حركت‌ كرده‌اند حمايت‌ كرده‌ايم‌ و هرگاه‌ لغزشي‌ از آنها ملاحظه‌ شده‌ براساس‌ رسالت‌ قلمي‌ خود تذكر داده‌ و گاه‌ منتقدشان‌ هم‌ شده‌ايم.
خلاصه‌ اينكه‌ خوب‌ را بايد خوب‌ گفت‌ و بد را بد و در صورت‌ عدم‌ اصلاح‌ بدتر.
به‌ دوست‌ عزيزم‌ گفتم‌ كه‌ سعي‌ ما بر اين‌ بوده‌ كه‌ كمتر در شناخت‌ محدود خود غرق‌ شويم‌ چرا كه‌ به‌ اندازه‌ جغرافياي‌ كشورمان‌ افراد سالم‌ و مثبت‌ و مدير و مدبرو كاردان‌ و دلسوز در ورزش‌ به‌ ويژه‌ كاراته‌ داريم.
تاكيد كردم‌ و اطمينان‌ دادم‌ كه‌ مطمئن‌ باشيد به‌ عنوان‌ يك‌ عضو كوچك‌ از اين‌ خانواده‌ بزرگ‌ اگر روزي‌ احساس‌ كنيم‌ كساني‌ صندليها را اشغال‌ و وقت‌ و انرژي‌ و بودجه‌ اين‌ رشته‌ ورزشي‌ را حرام‌ مي‌كنند و فرصت‌ يكسان‌ براي‌ همه‌ ايجاد نكرده‌ و در تعالي‌ و رشد اين‌ رشته‌ ناتوان‌ و عاجزند و حرمت‌ و اخلاق‌ را پاس‌ نمي‌دارند و يا در پاسداشت‌ آن‌ در بين‌ آحاد جامعه‌ آستين‌ همت‌ را بالا نمي‌زنند و بي‌توجهند، نقدشان‌ خواهيم‌ كرد اما مسير انصاف‌ و عدل‌ را رعايت‌ خواهيم‌ كرد همچنان‌ كه‌ همواره‌ سعي‌ مان‌ براين‌ بوده‌ است.
دراين‌ رهگذر آنچه‌ كه‌ حاصل‌ خواهد شد چيزي‌ نيست‌ كه‌ ما نصيبي‌ از آن‌ ببريم‌ بلكه‌ ورزش‌ ما به‌ طور اعم‌ و كاراته‌ ما به‌ طور اخص‌ از آن‌ بهره‌مند خواهد بود و ما چيزي‌ جز اين‌ وبيش‌ از اين‌ نمي‌خواهيم‌ و چيزي‌ جز سرانجام‌ خوش‌ براي‌ ورزش‌ جذاب‌ و پرطرفدار كشورمان.
گذشته‌ كاراته‌ ما گذشته‌ كم‌ افتخاري‌ نبوده‌ است‌ اما در همه‌ دوره‌ها و مقاطع‌ در گذشته‌ نتوانستيم‌ از تمامي‌ توان‌ و پتانسيل‌ كاراته‌ استفاده‌ كنيم!
به‌ آن‌ دوست‌ خوبم‌ گفتم‌ بسياري‌ از منتقدين‌ امروز خود را صاحب‌ و متولي‌ گذشته‌ پرافتخار مي‌دانند اما غافلند در قبال‌ چند مدال‌ آسيايي‌ و جهاني‌ بسياري‌ از ارزشها لگدمال‌ شده‌ واز بين‌ رفته‌ است‌ همه‌ مي‌دانيم‌ كه‌ تاريخ‌ راوي‌ گذشته‌ كاراته‌ ما نيست‌ بلكه‌ بايد پلي‌ باشد براي‌ آينده‌ بسياري‌ چيزها را بايد دوباره‌ ساخت‌ بايد ذهنهاي‌ بسته‌ و موميايي‌ شده‌ را كه‌ تابلوهاي‌ سنتي‌ خويش‌ را برافراشته‌ و خود را صاحب‌ و متولي‌ اين‌ رشته‌ مي‌دانند و بقيه‌ را هيچ، در هم‌ شكست‌ و طرحي‌ نو درانداخت، باري‌ در اين‌ اوضاع‌ فعلي‌ بايد فرصتي‌ بيشتر به‌ آنها داد كه‌ با شعار اصلاح‌ ساختارهاو با برنامه‌ حاكم‌ كردن‌ اخلاق‌ و منش‌هاي‌ پهلواني‌ و ورزشي‌ به‌ كارزار آمده‌اند و كمكشان‌ كرد تا در اين‌ راه‌ موفق‌ شوند.
چون‌ نديدند حقيقت، ره‌ افسانه‌ زدند!
رويه‌اي‌ كه‌ نگارنده‌ اين‌ سطور طي‌ حداقل‌ بيست‌ سال‌ گذشته‌ كه‌ در عرصه‌ مطبوعات‌ ورزشي‌ شاگردي‌ كرده‌ و مطالبي‌ را قلمي‌ مي‌كند آسيب‌شناسي‌ رشته‌هاي‌ رزمي‌ به‌ ويژه‌ كاراته‌ و بررسي‌ و شناخت‌ انواع‌ آسيب‌ها و علت‌ العلل‌ بروز آنها و پيشنهادهايي‌ براي‌ حل‌ آن‌ بوده‌ است.
حقير همواره‌ سعي‌ كرده‌ با انگشت‌ گذاشتن‌ روي‌ اين‌ مشكلات‌ و آسيبها و عمده‌ كردن‌ آن، مسئولين‌ ذيربط‌ را مجاب‌ به‌ اصلاح‌ نقاط‌ ضعف‌ و تبديل‌ آن‌ به‌ نقطه‌ قوت‌ نمايد همواره‌ براين‌ باور بوده‌ايم‌ كه‌ با واكاوي‌ها و بازخواني‌ها و نقد كارشناسانه‌ و منصفانه‌ امور مي‌توانيم‌ پايه‌ها و ستونهاي‌ رشته‌هاي‌ مختلف‌ ورزشي‌ منجمله‌ كاراته‌ را محكم‌تر كرده‌ و سكوهاي‌ پرش‌ را در ابعاد گوناگون‌ مهيا سازيم.
نقد در لغت‌ يعني‌ جدا كردن‌ سره‌ از ناسره‌ و خوب‌ از بد، در جامعه‌ ورزشي‌ ما به‌ خصوص‌ كاراته‌ هنوز نقد جايگاه‌ رفيع‌ خود را پيدا نكرده‌ و شاهدبوده‌ايم‌ و هستيم‌ كه‌ در بيشتر مواقع‌ انتقاد شونده‌ انتقادها را برنمي‌ تابد و برآشفته‌ شده‌ و عكس‌ العمل‌ نشان‌ مي‌دهد، هر چند بايد اعتراف‌ كرد كه‌ شنيدن‌ انتقاد هم‌ براي‌ هر كسي‌ در هر جايگاهي‌ سخت‌ و دشوار است‌ و انتقاد كردن‌ از روي‌ دلسوزي‌ و براساس‌ استدلال‌ و منطق‌ سخت‌تر و دشوارتر!!
كالبد شكافي‌ دو موضوع‌ در كاراته‌
در طول‌ حدود شش‌ ماه‌ گذشته‌ كه‌ عليرضا آهي‌ در سخت‌ترين‌ و بحراني‌ترين‌ وضعيت‌ مسئوليت‌ سرپرستي‌ كاراته‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌ از سوي‌ عده‌اي‌ به‌ بهانه‌هاي‌ مختلف‌ مورد حمله‌ قرار گرفت‌ كه‌ هنوز هم‌ بعضا با درشت‌ گويي‌ها و به‌ كارگيري‌ واژگان‌ نه‌ چندان‌ در خور جامعه‌ بزرگ‌ كاراته‌ ادامه‌ دارد.
البته‌ در ميان‌ منتقدين‌ هستند كساني‌ كه‌ از سر دلسوزي‌ براي‌ اين‌ رشته‌ با گفتگوها و مصاحبه‌هاي‌ خود با سايتهاي‌ خبري‌ و يا هفته‌ نامه‌ها و روزنامه‌هاي‌ ورزشي‌ و رزمي‌ قصدشان‌ اصلاح‌ اموراست‌ قطعا حساب‌ اين‌ دلسوزان‌ به‌ اين‌ رشته‌ با آنها كه‌ عصبانيت‌ و غرض‌ در لحن‌ گفتاري‌ ونوشتاري‌شان‌ موج‌ مي‌زند جداست.
در اين‌ مقال‌ و مجال‌ كوتاه‌ سعي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ به‌ كالبد شكافي‌ دو موضوع‌ كه‌ دست‌ آويز و مستمسك‌ در دست‌ برخي‌ منتقدين‌ كه‌ اغلب‌ آنها در فدراسيونهاي‌ قبلي‌ مناصبي‌ داشته‌اند و امروز كه‌ آن‌ را از دست‌ داده‌اند به‌ ويرانگري‌ مشغولند بپردازيم‌ اما پيش‌ از ورود به‌ بحث‌ لازم‌ است‌ يادآور شويم‌ كه‌ دفاع‌ ما از فدراسيون‌ فعلي‌ دفاع‌ از كليت‌ آن‌ و مجموعه‌ عملكرد آن‌ نيست‌ اما معتقديم‌ بايد فرصتي‌ بيشتربه‌ اين‌ مجموعه‌ داد تا در محيطي‌ آرام‌ بتوانند اهداف‌ و برنامه‌هاي‌ خود را پيش‌ببرند اگر در فرصت‌ مقتضي‌ كارها به‌ درستي‌ پيش‌ نرفت‌ و آنچه‌ ايده‌آل‌ جامعه‌ كاراته‌ است‌ حاصل‌ نشد به‌ نقد و بررسي‌ آن‌ نشست.
كادر فني‌ از چه‌ پشتوانه‌ وسطحي‌ از صلاحيت‌ فني‌ برخوردارند؟
موضوع‌ نخست‌ كه‌ در طول‌ چند ماه‌ گذشته‌ يعني‌ از اولين‌ روزهاي‌ انتصاب‌ آهي‌ به‌ عنوان‌ سرپرست‌ فدراسيون‌ با بي‌انصافي‌ تمام‌ مورد هجمه‌ منتقدين‌ قرار گرفته‌ كادر فني‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ است‌ كه‌ هنوز هم‌ علي‌ رغم‌ اينكه‌ در هيچ‌ مسابقه‌ برون‌ مرزي‌ عملكرد آنها مورد ارزيابي‌ قرار نگرفته‌ ومحك‌ جدي‌ نخورده‌اند ادامه‌ دارد.
بدون‌ هيچ‌ حاشيه‌اي‌ تنهابه‌ معرفي‌ سوابق‌ اعضا كادر فني‌ از صدرتا ذيل‌ و عملكرد آنها در طول‌ سالهاي‌ گذشته‌ پرداخته‌ و قضاوت‌ را به‌ عهده‌ علاقمندان‌  مي‌گذاريم.
محمود آرين‌ خو مدير فعلي‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ در آخرين‌ روزهاي‌ استعفاي‌ كتيرايي‌ رييس‌ سابق‌ فدراسيون‌ كاراته‌ از سوي‌ وي‌ به‌ عنوان‌ مدير تيم‌هاي‌ ملي‌ كاراته‌ منصوب‌ شد.
عليرضا آهي‌ در اولين‌ اقدام‌ استاد آرين‌ خو پيشكسوت‌ كاراته‌ را در پست‌ مديريت‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ ابقا كرد.
آرين‌ خو نيز در اولين‌ حركت‌ عليرضا سليماني‌ سرمربي‌ اسبق‌ و سابق‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ را به‌ عنوان‌ سرمربي‌ بزرگسالان‌ انتخاب‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ سرمربيان‌ تيم‌هاي‌ جوانان‌ و اميد توسط‌ مدير تيم‌هاي‌ ملي‌ به‌ فدراسيون‌ معرفي‌ شده‌ و با حكم‌ تاييد فدراسيون‌ كار خود را آغاز كردند.
مدير تيم‌هاي‌ ملي‌ كيست!؟



كمتر كسي‌ است‌ كه‌ اين‌ پيشكسوت‌ ارزشمند كاراته‌ كه‌ از پيشقراولان‌ اوليه‌ كاراته‌ در كشورمان‌ است‌ نشناسد.
وي‌ كه‌ خود از ملي‌پوشان‌ و افتخارآفرينان‌ دهه‌ چهل‌ و پنجاه‌ كاراته‌ كشورمان‌ است‌ در سال‌ 1999 نيز يك‌ بار مديريت‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ را براي‌ حضور در مسابقات‌ آسيايي‌ سنگاپوربه‌ عهده‌ داشت.
اين‌ استاد بزرگوار كه‌ چهره‌ و نامش‌ با تاريخ‌ كاراته‌ ايران‌ گره‌ خورده‌ است‌ به‌ عنوان‌ پرافتخارترين‌ مدير در تمامي‌ ادوار در طول‌ تاريخ‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ محسوب‌ مي‌شود.
تيم‌ ملي‌ كاراته‌ ايران‌ در سال‌ 1999 و تحت‌ مديريت‌ آرين‌ خو موفق‌ شد با 6 مدال‌ طلا دو نقره‌ و يك‌ برنز قهرمان‌ مطلق‌ آسيا شده‌ و اين‌ ركورد به‌ نام‌ وي‌ ثبت‌ شود اما در طول‌ ده‌ سال‌ گذشته‌ نيز حضوري‌ مستمر و فيزيكي‌ در صحنه‌ كاراته‌ داشته‌ و به‌ رغم‌ اينكه‌ شش‌ دهه‌ از عمر گرانمايه‌اش‌ مي‌گذرد همچنان‌ پا به‌ پاي‌ جوانان‌ در تمرينات‌ و در كنار آنها حضوري‌ محسوس‌ دارد.
سليماني‌ مربي‌ اخلاق‌ و فن



عليرضا سليماني‌ سرمربي‌ بزرگسالان‌ را نيز به‌ عنوان‌ يك‌ مربي‌ اخلاق‌ مدار و فني‌ كمتر كسي‌ است‌ كه‌ نشناسد.
شاگردان‌ وي‌ «عليرضا تاجيك‌ و فريبرز جهانبخش» اولين‌ مدال‌ آوران‌ طلا و نقره‌ آسيا براي‌ كشورمان‌ در اواخر دهه‌ شصت‌ بودند.
وي‌ نيز در دوره‌ بازيگريش‌ به‌ عنوان‌ كاپيتان‌ تيم‌ ملي‌ و بعدها مربي‌ و سرمربي‌ تيم‌ ملي‌ افتخارات‌ بي‌ شماري‌ در كلكسيون‌ ورزشي‌اش‌ ثبت‌ كرده‌ است‌ سليماني‌ در سال‌ 1376 با هماهنگي‌ فدراسيون‌ وقت‌ به‌ عنوان‌ مربي‌ تيم‌ ملي‌ كاراته‌ مالزي‌ به‌ آن‌ كشور رفت‌ و در طول‌ نزديك‌ به‌ ده‌ سالي‌ كه‌ در مالزي‌ بود موفق‌ شد اين‌ كشور را كه‌ پيش‌ از آن‌ محلي‌ از اعراب‌ در آسيا نداشت‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از مدعيان‌ در آسيا تبديل‌ كند.
پس‌ از دعوت‌ وي‌ براي‌ اداره‌ تيم‌ ملي‌ بزرگسالان‌ در سال‌ 1386 به‌ ايران‌ آمد و پس‌ از چند ماه‌ تمرين‌ با تيم‌ ملي‌ بزرگسالان‌ كه‌ از قضا همان‌ زمان‌ هم‌ دقيقا همين‌ افراد معدود كه‌ امروز بي‌ رحمانه‌ بر او مي‌تازند با انتقادهاي‌ غيرمنطقي‌ خود از وي‌ وايجاد تنش‌ درتيم‌ ملي‌ و به‌ وجود آوردن‌ حاشيه‌هاي‌ فراوان‌ بر وي‌ مي‌تاختند كه‌ علي‌ رغم‌ همه‌ اين‌ جوسازيها وي‌ با تيم‌ ملي‌ موفق‌ شد در مسابقات‌ آسيايي‌ مالزي‌ در همان‌ سال‌ چهار مدال‌ طلا و يك‌ نقره‌ با ارزش‌ تيمي‌ به‌ دست‌ بياورد كه‌ در نوع‌ خود در طول‌ چهار دوره‌ پيش‌ از آن‌ بي‌ سابقه‌ بوده.
جالب‌ توجه‌ اينكه‌ در اين‌ دوره‌ دو چهره‌ جديد را در تيم‌ ملي‌ به‌ كار گرفت‌ كه‌ هر دو موفق‌ شدند مدال‌ طلاي‌ آسيا را براي‌ كشورمان‌ به‌ ارمغان‌ آوردند.
محسن‌ رشيدي‌ سرمربي‌ تيم‌ ملي‌ اميد



و اما محسن‌ رشيدي‌ هم‌ چهره‌ ناآشنايي‌ براي‌ جامعه‌ كاراته‌ نيست‌ او نيز در طول‌ حداقل‌ يك‌ دهه‌ گذشته‌ همواره‌ به‌ عنوان‌ مربي‌ و يا سرمربي‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ در رده‌هاي‌ مختلف‌ انجام‌ وظيفه‌ كرده‌ و چهره‌ موجه‌ وموفقي‌ از خود به‌ نمايش‌ گذاشته‌ است‌ و بسياري‌ از همين‌ حضرات‌ «منتقدين» از شاگردان‌ وي‌ در تيم‌هاي‌ ملي‌ دوره‌هاي‌ اخير به‌ حساب‌ مي‌آيند.
عبدالمحمدي‌ و كوله‌ باري‌ از تجربه



درست‌ است‌ كه‌ عبدالمحمدي‌ پيش‌ از اين‌ تجربه‌ سرمربيگري‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ را نداشته‌ اما در كسوت‌ مربيگري‌ تجربه‌ فراواني‌ دارد وي‌ كه‌ در زمان‌ حبيب‌ الله‌ ناظريان‌ و بعد از آن‌ همواره‌ به‌ عنوان‌ مربي‌ تيم‌ ملي‌ در كنار بچه‌ها حضور داشته‌ و به‌ عنوان‌ يكي‌ از مربيان‌ موفق‌ كشوربا تيم‌ تهران‌ همواره‌ موفق‌ نشان‌ داده‌ و از تجربه‌ بسيار خوبي‌ برخوردار است‌ و سال‌ گذشته‌ نيز در كنار عليرضا سليماني‌ تيم‌ ملي‌ جوانان‌ و اميد رادر مسابقات‌ آسيايي‌ همراهي‌ مي‌كرد و اتفاقا نتيجه‌ قابل‌ قبولي‌ هم‌ در اين‌ مسابقات‌ به‌ دست‌ آوردند.
او با معرفي‌ چهره‌هاي‌ خوشنام‌ و با سابقه‌ به‌ عنوان‌ كمك‌ خود سعي‌ دارد كه‌ احيانا خلاهاي‌ موجود را پركرده‌ تا تيم‌ ملي‌ ايران‌ بتواند درمسابقات‌ جهاني‌ «مراكش» باز هم‌ افتخارآفريني‌ كند.
اما مربيان‌ ديگري‌ نيز در كنار اين‌ بزرگان‌ حضور دارند كه‌ در طول‌ سالهاي‌ اخير در كنار مربيان‌ بزرگ‌ كسب‌ تجربه‌ كرده‌ و امروز بار ديگر در اين‌ بخش‌ آستين‌ همكاري‌ و كمك‌ به‌ تيم‌ ملي‌ را بالا زده‌اند كه‌ از جمله‌ آنها مي‌توان‌ از شهرام‌ هروي، جليل‌ بخشي، دكترنيكو خصلت‌ و.... نام‌ برد.
اين‌ مختصر بخش‌ كوچكي‌ از سوابق‌ و تواناييهاي‌ مربيان‌ و سرمربيان‌ و مديرتيم‌هاي‌ ملي‌ است، كه‌ در اين‌ شرايط‌ حساس‌ و نزديك‌ به‌ مسابقات‌ آسيايي‌ چين‌ وجهاني‌ مراكش‌ پيكان‌ تيز حملات‌ ناجوانمردانه‌ به‌ سمت‌ آنها روانه‌ مي‌شود و به‌ جاي‌ تقويت‌ تيم‌ ملي‌ سعي‌ در ايجاد جوي‌ مسموم‌ و ناسالم‌ و محيطي‌ خالي‌ از آرامش‌ دارند.
به‌ اعتقاد حقيرنسلي‌ در حال‌ ظهوراست‌ كه‌ مي‌تواند كاراته‌ كشور را چه‌ از نظر اخلاقي‌ و چه‌ از نظر فني‌ به‌ اوج‌ اقتدار و افتخار برساند پس‌ بايسته‌ است‌ كه‌ همه‌ آنها كه‌ دل‌ در گرو اين‌ رشته‌ ورزشي‌ دارند و سالها خون‌ دل‌ خورده‌ و زحمت‌ كشيده‌اند و مو سپيد كرده‌ و استخوان‌ خرد كرده‌اند دست‌ در دست‌ هم‌ دهند و اين‌ ورزش‌ را در رسيدن‌ به‌ هدف‌ مقدس‌ خود كمك‌ كنند.
كاپ‌ ستارگان‌ جهان‌ يا شمشير داموكلس‌ برسر فدراسيون‌ كاراته‌


اما موضوع‌ بعدي‌ كه‌ بعضي‌ از منتقدان‌ فدراسيون‌ كاراته‌ آن‌ را مستمسك‌ قرار داده‌ و به‌ خيال‌ خود ايراد بزرگي‌ كشف‌ كرده‌اند و آن‌ را به‌ مثابه‌ چماق‌ مرتب‌ برتن‌ و سراين‌ فدراسيون‌ مي‌كوبند عدم‌ حضور ايران‌ در يك‌ مسابقه‌ كاملا معمولي‌ كه‌ مشابه‌ آن‌ هر ساله‌ چندين‌ بار در دنيا برگزار مي‌شود مي‌باشد.
عنوان‌ اين‌ مسابقه‌ كاپ‌ جهاني‌ ويا كاپ‌ ستارگان‌ جهان‌ است‌ كه‌ چندي‌ پيش‌ يكي‌ از اين‌ مسابقات‌ تحت‌ همين‌ نام‌ در تايوان‌ برگزار شد.
اينكه‌ سطح‌ اين‌ مسابقات‌ از نظر فني‌ در چه‌ حد بود و چند كشور در آن‌ حضور داشتند و كشور ميزبان‌ كه‌ در آسيا جزو كشورهاي‌ درجه‌ چندم‌ اين‌ قاره‌ است‌ چه‌ عناوين‌ و مدالهايي‌ را كسب‌ كرده‌ است‌ بماند، اما اينكه‌ بعضي‌ افراد با انگيزه‌هاي‌ خاص‌ اين‌ مسابقات‌ را بسيار مهم‌ و عدم‌ حضور ايران‌ در آن‌ را فاجعه‌اي‌ جبران‌ناپذير براي‌ كاراته‌ كشور تلقي‌ كرده‌ و آن‌ را نقطه‌ ضعف‌ بزرگ‌ فدراسيون‌ كاراته‌ برشمرده‌اند زحمت‌ كشيده‌ و سري‌ به‌ سايت‌ فدراسيون‌ جهاني‌ كاراته‌ WKF بزنند تا ببينند كه‌ در اين‌ سايت‌ كه‌ مرتب‌ «به‌ روز» مي‌شود حتي‌ يك‌ خبر در حد يك‌ سطر چه‌ قبل‌ و چه‌ بعد از اين‌ مسابقات‌ در خصوص‌ اين‌ رقابتها يافت‌ نمي‌شود، اينكه‌ چرا مسابقه‌اي‌ كاملا معمولي‌ كه‌ اعتبار آن‌ از نظر فدراسيون‌ جهاني‌ هم‌ آنچنان‌ بالا نيست‌ كه‌ اخبار مربوط‌ به‌ آن‌ را در سايت‌ رسمي‌ خود منتشر سازد در كشور ما به‌ يك‌ مساله‌ بسيار مهم‌ و بزرگ‌ تبديل‌ مي‌شود؟! يافتن‌ پاسخ‌ اين‌ سئوال‌ و سئوالهاي‌ مشابه‌ براي‌ جامعه‌ بزرگ‌ و هوشمند كاراته‌ كشورمان‌ بسيار ساده‌ است‌ آنها كاملا از انگيزه‌ چنين‌ افرادي‌ كه‌ كاراته‌ را ملك‌ شخصي‌ خود مي‌دانند باخبرند!
از سيل‌ انتقاداتي‌ كه‌ فدراسيون‌ كم‌ حاشيه‌ را مورد هدف‌ قرار داده‌ به‌ دو موضوع‌ مهم‌ از نظر منتقدين‌ اشاره‌اي‌ هر چند گذرا داشتيم‌ و همانطور كه‌ در ابتداي‌ بحث‌ بيان‌ كرديم‌ قضاوت‌ در اين‌ خصوص‌ را به‌ خود شما واگذار مي‌كنيم‌ با تيزبيني‌ و هوشياري‌ كه‌ از شما عزيزان‌ سراغ‌ داريم‌ مطمئن‌ هستيم‌ كه‌ درك‌ موضوع‌ و قضاوت‌ چندان‌ برايتان‌ سخت‌ و دشوار نخواهد بود.
در پايان‌ يك‌ بارديگر تاكيد مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ نوشته‌هاي‌ ما رابه‌ معناي‌ دفاع‌ مطلق‌ از تمامي‌ مواضع‌ و عملكرد سرپرست‌ فدراسيون‌ و همكارانش‌ چه‌ در كادر اجرايي‌ و چه‌ در كادر فني‌ تلقي‌ نكنيد، بلكه‌ مقصود ما از اين‌ مختصر اين‌ بود كه‌ فرق‌ نقد و انتقاد آگاهانه‌ و دلسوزانه‌ و انتقاد غير منصفانه‌ و مغرضانه‌ را از هم‌ تميز و تشخيص‌ دهيم.
شما نيك‌ واقفيد كه‌ انتقادهاي‌ مكرر و بدون‌ استدلال‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ قصد و انگيزه‌ منتقد از پشت‌ انتقادها خود رانشان‌ دهد.
به‌ همه‌ عزيزان‌ ودوستانمان‌ برادرانه‌ توصيه‌ مي‌كنيم‌ شرط‌ اعتدال‌ و انصاف‌ را در قضاوتها رعايت‌ كنند و انتقادهايشان‌ را در چهارچوب‌ منطق‌ بيان‌ كنند كه‌ مولانا مي‌گويد: «پاي‌ استدلاليان‌ چوبين‌ بود»

به روز شده در : اوت 25, 2009 - 11:17

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:       
:             
:        
:  


 
Copyright 2006-2007, asrnews.ir

Powered by Parsis Co