در خبرها و همچنين سايت فدراسيون كاراته آمده بود كه يكي از مصوبات مهم شوراي سياستگذاري و راهبردي تصويب فراخوان و شرايط عمومي و اختصاصي متقضيان احراز سمتهاي نايب رئيسي، دبيري و كميتهها «بخوانيد در سايت فدراسيون كوميتهها!» بود.
قصد آن نداريم در اين نوشتار كسي را تاييد و فرد و يا افرادي را تكذيب كنيم و اصولا بحث بر سر تكذيب ويا تاييد افراد نيست بحث بر سر دفاع از جايگاههاي مهم و معتبر اجرايي و فني است، پستها و جايگاههاي كليدي و حساسي چون، دبيري، نايب رئيسي، مسئوليتهاي مهمي چون روابط عمومي، روابط بينالمللي و كميتههاي حساس و تخصصي چون كميته داوران، كميته فني، كميته آموزش، كميته فرهنگي، كميته پزشكي، امور استانها، ليگها و مسابقات، مربيان تيم ملي و... است، كه قرار است بعد از ارسال سوابق از سوي داوطلبين توسط كميته 7 نفره انتصابات كه از دل كميته 16 نفره شوراي سياستگذاري و راهبردي بيرون آمده بررسي و جهت تاييد نهايي در اختيار رئيس فدراسيون بگذارد؟!
اما با نگاهي اجمالي به سوابق اجرايي، فني، بضاعت تك تك اعضا محترم كميته انتصابات درخواهيد يافت كه كاراته در دوره جديد مديريت به چه مسير خطرناكي گام نهاده است!
ضمن احترام به اعضا محترم اين كميته و اعتقاد راسخ براينكه برخي از اين عزيزان در حوزه مشخص داراي توانايي والايي هستند و از تجربيات ارزندهاي برخورد دارند اما به جرات اذعان و اعتراف ميكنيم كه اين كميته پتانسيل لازم و كافي براي بررسي جايگاههاي مهمي كه از آنها ياد كرديم را نداشته و به جهت تخصصي بودن برخي از آن جايگاهها و كميتهها، اعضا كميته انتصابات فرسنگها از آن فاصله دارند.
باز هم تاكيد ميكنيم كه نفس اين تفكر از جهاتي درست است و ما همواره بر اين مساله پا فشردهايم كه جامعه بزرگ كاراته ميبايستي به نوعي در سرنوشت خود سهيم بوده و در كارها مشاركت بيشتري داشه باشد، اما باز بر اين نكته تاكيد داشتهايم كه از هر كسي بايد در جاي خود از آن استفاده شود تا نيروها هرز نرود و انرژي افراد مثبت در مسير متفاوت و ناكارآمد به هدر نرود مدير توانمند كسي است كه از توانايي نيروهاي زيرمجموعهاش در جاي درست استفاده كند تا لياقت و شايستگي افراد در ساختن و پرداختن فردا و فرداها به ثبت رسد.
اما به اعتقاد ما سنگ بناي فدراسيون نوپا از همين ابتدا كج نهاده شده است كه اميد آن داريم درجهت اصلاح آن بر آيند، همه اين عزيزان براي ما محترمند و همانطور كه اشاره كرديم هر كدام در حوزه تخصصي خود ميتوانند بسيار مفيد و كارساز باشند، اما جامع جميع شرايط براي بررسي صلاحيت افراد در پستهاي كليدي و حساس را در حوزههاي متفاوت ندارند.
بايد دانست به دنبال چه هدفي هستيم؟
آيا قصدمان تنها رفع تكليف و عوامفريبي و باري به هرجهت است؟ و يا قصدمان مشاركت دادن جامعه كاراته به معناي واقعي است كه كارها در مسير و ريل اصلي بيفتد؟ اگر قصدمان دومي است كه ما در اولين اقدام عملي فدراسيون جديد آثاري از آن مشاركت اصولي و كارساز را نميبينيم، بلكه فرض اول در اين حركت بيشتر متصور است؟