مطابق آنچه در طول تاریخ کاراته و تجربه ای که از پیشینه و کارنامه مسئولین گذشته چه قبل و چه بعد از انقلاب سراغ داریم فقدان اطلاعات کافی و وافی آنها از توانا ئی ها ی بالقوه داخلی بوده است به دلیل بافت خاص و وبژه کاراته ، انجمنها ،کمیته ها و واحدهای وابسته و پیوسته اش مسئولین سابق و اسبق یا نتوانسته و یا نخواسته اند ار نیروهای بالفعل و بالقوه زمان خود بهره کافی برند و نیروهای صاحب فن و تجربه و ذوق و سلیقه و تخصص و البته دلسوز و متعهد را شناسایی کرده و ار آنها در جای خود استفاده بهینه کنند ، متاسفانه معیارها و کانالهای نگرش و ارزشیابی آنان به رغم اینکه برخی از آنان ار همین خانواده بوده اند معمولا غیر مستقیم و مع الواسطه بوده است و هیچگاه شناخت مستقیم و یا زحمت شناخت بی واسطه وکامل و کافی از نیروهای سازمان و تشکیلات مطبوع خود را به خود نداده اند! !
حال باید دید سر پرست جدید فدراسیون که مسولیتی بس بزرگ و سنگین را به دوش گرفته تا چه حد خواهد توانست با زبان این رشته ورزشی آشنا شده و قابلیت ها و تواناییهای اافراد و گرو ه ها را شناسایی کرده و آنگاه هر فردی را چایگاه شایسته و بایسته دهد ؟ متاسفانه همانطور که پیش از این به کرات گفته ایم گندم نمایان جو فروش در کاراته کم نیستند که با رفتن یک رییس و مسئول می روند و با آمدن دیگری سر و کله اشان دو باره پیدا می شود! بر سر پرست جدید است که عنایت کرده و هر کس را جایگاه شایسته و واقعی دهد مخصوصا تو جه داشته باشد که ترکیب فکری کابینه موقتش را در بخشهای اجرایی و فنی جوری انتخاب کند که همگی بتوانند در تدوین و اجرای طرح های کاربردی همسو و هم نظر حرکت کنند، چرا که کاراته ما همواره آسیب را ار درون فدراسیون و چینش آدمهای نا همگون و نا هماهنگ و بعضا با دید گا ه های کاملا متضاد و متناقض خورده است!!.... ....